تبليغاتX
نماز ابزارعشق به خدا



 

(حواريون ) جمع (حوارى ) از ماده (حور) به معنى شستن و سفيد كردن است و گاهى به هر چيز سفيد نيز اطلاق مى شود، و لذا غذاهاى سفيد را عرب (حوارى ) مى گويد، و حوريان بهشتى را نيز به اين جهت حورى مى گويند كه سفيد پوست اند يا سفيدى چشمانشان درخشنده (و سياهى آن كاملا سياه است. )
اما درباره علت نامگذارى شاگردان مسيح (عليه السلام ) به اين نام ، احتمالات متعددى داده شده ، ولى آنچه نزديك تر به ذهن مى رسد و در احاديث پيشوايان بزرگ دينى آمده است ، اين است كه آنها علاوه بر اينكه قلبى پاك و روحى با صفا داشتند در پاكيزه ساختن و روشن نمودن افكار ديگران و شستشوى مردم از آلودگى و گناه كوشش فراوان داشتند در عيون اخبار الرضا از امام على بن موسى الرضا (عليهماالسلام) )

نقل شده كه از آن حضرت سوال كردند: (چرا حواریون به این نام نامیده شده اند؟)                   
امام (عليه السلام ) فرمود: جمعى از مردم چنين تصور مى كنند كه آنها شغل لباس شويى داشته اند ولى در نزد ما علت آن اين بوده كه آنها هم خود را از آلودگى به گناه پاك كرده بودند، و هم براى پاك كردن ديگران كوشش داشتند .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388;ساعت 13:11;  توسط میر میلاد ;  | 

در لغت عرب با آنچه در فارسى امروز از آن مى فهميم (مکر) تفاوت بسيار دارد در فارسى امروز مكر به نقشه هاى شيطانى و زيان بخش گفته مى شود، در حالى كه در لغت عرب هر نوع چاره انديشى را مكر مى گويند. كه گاهى خوب و گاهى زيان آور است.  
در كتاب مفردات راغب مى خوانيم : المكر صرف الغير عما يقصده : مكر اين است كه كسى را از منظورش باز دارند (اعم از اينكه منظورش خوب باشد يا در قرآن مجيد نيز گاهى ماكر با كلمه خير ذكر شده مانند: والله خیر  خيرالماکرین : خداوند بهترين چارهجويان است ) و گاهى مكر با كلمه سيى ء آمده است مانند :( و لا يحيق المكر السيى ء الا باهله :(نقشه و انديشه بد جز به صاحبش احاطه نخواهد كرد)
بنابراين منظور از آيه مورد بحث و آيات متعدد ديگرى كه مكر را به خدا نسبت مى دهد اين است كه دشمنان مسيح با طرحهاى شيطانى خود ميخواستند جلو اين دعوت الهى را بگيرند اما خداوند براى حفظ جان پيامبر خود و پيشرفت آيينش تدبير كرد و نقشه هاى آنها نقش بر آب شد و همچنين در موارد ديگر.بد)
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388;ساعت 13:10;  توسط میر میلاد ;  | 

شهد : شهود و شهاده : حضوری که توأم با مشاهده باشد ، خواه با چشم یا ادراک قلبی. در عین حال (شهود) به معنی حضور مجرد ، و (شهاده) به معنی

حضور همراه با مشاهده  ، اولی است . (فمن شهد منکم الشهر فلیصمه )  (بقره 185

(لیشهدوا منافع لهم)(28 حج )  (ولیشهد عذابهما ) ( 2 نور)

گاهی (شهاده) به معنای حکم می آید. (وشهد شاهد من اهلها)(26 یوسف)

و گاهی به معنای اقرار آمده است .(فشاهده احدهم أربع شهادات باالله)(6 نور)

(شاهدین علی انفسهم بالکفر)(26 یوسف) :یعنی به کفر خویش اذعان واقرار دارند.

شاهد: ج شهود و اشهاد : گواه ، شاهد ، حاضر ، ناظر ، بیننده .(وشهد شاهد من اهلها)(26 یوسف) (وجعلت له مالا ممدودا و بین شهودا)(12_13 مدثر)

شهید:ج شهدا : (فکیف اذا جئنامن کل أمه بشهید وجئناک علی هولاء شهید)(41نساء)  و اگر (شهید) به خدا اطلاق شود به معنای حاضر ، بیننده و آگاه است که هیچ چیز برای او مستور و پوشیده نیست . (ان الله علی کل شئ شهید)(17 حج)
+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم مهر 1388;ساعت 13:6;  توسط میر میلاد ;  | 

نظرتان در مورد این آشوب هایی که در تهران به وجود آمده است که آرامش را از مردم سلب کرده اند  چیست؟

 

از شرکت پر شور شما مردم عزیز در نماز جمعه  مورخ ۲۹/۳/۸۸  و با وحدت بستن با رهبرمان تشکر    می کنم

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388;ساعت 13:31;  توسط میر میلاد ;  | 

۱) نظر خود را در مورد مناظره آقای محمود احمدی نژاد و آقای میر حسین موسوی در نظرات این وبلاگ

 

بگویید و بنویسید کدام یک از این دو شخصیت در این مناظره پیروز بودند ؟

 

اگر نظر دیگری هم دارید در قسمت نظرات ذکر کنید تا برسی شود.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم خرداد 1388;ساعت 19:42;  توسط میر میلاد ;  |